نمیدونم چه اتفاقی داره میوفته .. این روزا همش با آدمایی برخورد میکنم که لاشی ان :|واقعنااا.. و پیشنهادات عجیب و مزخرف ... نمیدونم چی پیش خودشون فک میکنن ...
چرا فک میکنن کار و خواستشون و حرفاشون کاملا طبیعیه و حق با اوناست
..
آخه ب کجا چنین شتابان؟!!!
چرا کاری میکنن آدم حالش از همه چی بهم بخوره!؟؟!!! آخه چرااا؟؟؟
چرا تا میام دو کلام درست با یکی حرف بزنم زود پسرخاله میشه فک میکنه هرچی بخواد حله!
چرا انقدر فقیر و کمبود دار شدن!!!
خستم...از این همه کثیفی و افکار و ذهنای هرزه... حالت تهوع دارم ...
کاش میشد همه این اتفاقات و حرفارو بالا آورد و از شررشون راحت شد..
امروز کاپو نخوردم ... مث چی الان
برچسب: سهراب,قایقت,بیار,میخوام,فرااار,کنم,
نویسنده: رضا باقری
تاريخ: جمعه
27 مرداد
1396 ساعت: 14:41